
اين سماور جوش است
پس چرا ميگفتي
ديگر اين خاموش است؟؟!!
باز لبخند بزن
قوري قلبت را
زودتر بند بزن
توي آن
مهرباني دم كن
بعد بگذار كه آرام آرام
چاي تو دم بكشد
شعله اش را كم كن
دستهايت:
سيني نقره ي نور
اشكهايم:
استكانهاي بلور
كاش
استكانهايم را
توي سيني خودت ميچيدي
كاشكي اشك مرا ميديدي
خنده هايت قند است
چاي هم آماده است
چاي با طعم خدا
بوي آن پيچيده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزيز
توي فنجان دلم
چايي داغ بريز
«عرفان نظر آهاري»
قول بده که هرگز با من موافق نباشی، حداقلش این که کاملا یا فی البداهه موافق نباشی. قول بده که همیشه دنبال موضوعی برای مخالفت خواهی گشت، دنبال استثناهایی برای چیزهایی که من نوشته ام و استدلال هایی که به نظرت بی ربط و غلط می رسد. این طوری به من فرصت می دهی که ازت یاد بگیرم.