گل بارون زدهی من
گل یاس نازنینم
میشکنم پژمرده میشم
نزار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن
داشتن تمام دنیاست
از تو و اسم تو گفتن
بهترین همه حرفاست
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظههام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم
ای غزلپارهی دلتنگ
که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونت
شرم اولین سلامه
ای تو جاری توی شعرم
مثل عشق و خون و حسرت
دفتر شعر من از تو
سبد خاطرههامه
ای گل شکستهساقه گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هایی
توی یاس مبهم چشمات میبینم
که به فکر یه سفر به انتهایی
گل یاس نازنینم
میشکنم پژمرده میشم
نزار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن
داشتن تمام دنیاست
از تو و اسم تو گفتن
بهترین همه حرفاست
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظههام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم
ای غزلپارهی دلتنگ
که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونت
شرم اولین سلامه
ای تو جاری توی شعرم
مثل عشق و خون و حسرت
دفتر شعر من از تو
سبد خاطرههامه
ای گل شکستهساقه گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هایی
توی یاس مبهم چشمات میبینم
که به فکر یه سفر به انتهایی
سربهزیره دلشکسته نازنینم
اگه سادهست واسه تو گذشتن از من
مرثیه سر کن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظههام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم
داریوش -ایرج جنتی عطایی
+ نوشته شده در 2012/12/6 ساعت ۱۱:۲۸ ب.ظ توسط مریم
|
قول بده که هرگز با من موافق نباشی، حداقلش این که کاملا یا فی البداهه موافق نباشی. قول بده که همیشه دنبال موضوعی برای مخالفت خواهی گشت، دنبال استثناهایی برای چیزهایی که من نوشته ام و استدلال هایی که به نظرت بی ربط و غلط می رسد. این طوری به من فرصت می دهی که ازت یاد بگیرم.